الشيخ علي المشكيني

327

تفسير روان (فارسى)

حسب يا مال يا اهل يا بزرگى جثه يا حسن و جمال ، و لكن او مردى بود در انجام فرمان خدا قوى و از معاصى پرهيزكار و ساكت و خاموش و . . . . « 1 » [ پندهاى لقمان به فرزندش ] ( آيهء 13 ) وَ إِذْ قَالَ لُقْمنُ لِابْنِه‌ِى وَ هُوَ يَعِظُه‌ُو يبُنَىَّ لَاتُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ إذ مفعول « اذكر » مقدَّر است . و لقمان به خاطر تعريف و الف و نون زائد يا به خاطر تعريف و عجمه غيرمنصرف است . تفسير : در اين جا حق تعالى يك بخش از مواعظ لقمان را بيان مىفرمايد : و ياد آور زمانى را كه لقمان به پسر خود در حالى كه او را پند مىداد گفت : اى پسر عزيزم ، براى خدا شريك و همتا قرار مده ؛ زيرا كه شرك ستمى بزرگ است ؛ زيرا بزرگى ظلم به تناسب بزرگى مظلوم است و يكسان شمردن آن كه جز از او نعمتى نيست با آن كه هيچ نعمتى از او نيست بسيار قبيح است ! تنيبه : اين كلام شريف كه نهى از شرك است ، شامل شود شرك در چهار مقام را : 1 - شرك در ذات ، 2 - شرك در صفات . 3 - شرك در افعال . 4 - شرك در عبادات ؛ و بيان آن از عنوان توحيد معلوم گردد كه موحّد بايد در چهار مقام توحيد را دارا باشد : 1 - توحيد در ذات ، و آن عبارت است از اين كه واجب الوجود بالذات را منحصر در خداوند يكتا بداند ، و شريكى براى ذات مقدسش قرار ندهد ، و به قلب اعتقاد و به زبان اقرار كند كه واجب الوجودى غير ذات مقدّس خدا نيست و نخواهد بود . 2 - توحيد در صفات ، و آن عبارت است از اين كه خداوند را از تركيب عقلى و خارجى منزّه بداند ، و تنزيه بنمايد حقّ - جلّ و علا - را از اين كه صفات كماليهء او زائد بر

--> ( 1 ) . به تفسير صافى ذيل آيهء شريفه رجوع شود .